مکان – گذاشتن پزشکی مجموعه بهداشت استخدام

مکان – گذاشتن: پزشکی مجموعه بهداشت استخدام استخدامی بیمارستان وزیر بهداشت اخبار پزشکی

گت بلاگز اخبار اجتماعی قصه سرباز‌های ناکام

رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس در گفت وگو با «شهروند»: همه کشورها یک آموزش اولیه دارند که از دو ماه شروع می شود ولی در کمتر کشوری مدت سربازی دو سال است مدیر اداره سر

قصه سرباز‌های ناکام

قصه سرباز های ناکام

عبارات مهم : زندگی

رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس در گفت وگو با «شهروند»: همه کشورها یک آموزش اولیه دارند که از دو ماه شروع می شود ولی در کمتر کشوری مدت سربازی دو سال است مدیر اداره سرمایه انسانی سرباز ستاد کل نیروهای مسلح در گفت وگو با «شهروند»: اوضاع سربازان اصلا دلواپس کننده نیست

قصه سرباز‌های ناکام

درست بعد از تعطیلات سه روزه عاشورای ۹۶، از «محمدحسین» تصویری با لبخندی درشت باقی ماند که با صورت ای شاد و لبخندی ثابت از رفقایش می خواست حلالش کنند. او سربازی خوزستانی بود که با خانواده اش در کرج زندگی می کرد و در هشتمین ماه خدمتش نه تنها دوران سربازی که زندگی خود را با شلیکی به آخر رساند. محمدحسین، آرام بود هرچند گاهی از پرسشها شخصي اش جهت دوستان نزدیک اش می گفت تا این که یک اتفاق به ناگاه او را جهت هر لحظه به زیر خاک برد.

روایت هم خدمتی هایش از زندگی سربازی بیست و چندساله تفاوت دارد ولی شب واقعه را همه یک شکل تعریف می کنند: «او حدود ۳همان شب، اقدام می کند. معلوم بود که تصمیم خودش را گرفته و مثل این که چیزهایی به بقیه فرزند ها هم گفته بود؛ اول فشنگ مشقی را درمي آورد و با فشنگ مهم خشاب را پر می کند و بعد هم شلیک.» فوت امیرحسین هیچ گاه تبدیل به خبر نشد ولی در ماه های گذشته اخبار زیادی از حوادث پادگان ها و سربازانی که پیش از خودزنی، افراد را دیگری را هم نشانه قرار می دهند، انتشار یافته هست؛ سربازانی که از رفتن ارزش غمی ماندگار جهت خانواده می ماند و تصویری هولناک جهت هم خدمتی ها.

رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس در گفت وگو با «شهروند»: همه کشورها یک آموزش اولیه دارند که از دو ماه شروع می شود ولی در کمتر کشوری مدت سربازی دو سال است مدیر اداره سر

راویان مرگ

«رحمت» و «مصطفی»، حالا و در سال سوم دوران سربازی خود، نگاهی به روزهای رفته دارند. روایتی از زندگی خود و این که چه شد دورانی دوساله جهت آنها به سال سوم و چهارم کشیده شد، از اقدام به خودکشی و روزهای غبارآلود پیش رو.

رحمت حرف های زیادی جهت گفتن دارد: «۱۸فروردین ۹۳ عازم سربازی شدم و آموزشی را هرجور که بود تمام کردم. بعد رفتم پایتخت کشور عزیزمان ایران و تا برج ۷ آن جا خدمت کردم که یک نامه باعث شد کل زندگی من از این رو به آن رو شود. حساب کن سر یک نامه که یک ستوان دوم دست من داد و پشت کامپیوتر تایپ کردم و دست امیر دادم. امیر گفت این چه نامه ای است؟ و من گفتم ستوان دو… امیر شروع کرد به فحش دادن و بقیه روزها هم زخم زبان ها ادامه داشت تا جایی که مجبور شدم کیس کامپیوتر را به صورت اش بزنم، دماغ اش خورد شد، دندانش شکست و صورت اش ۸ بخیه. بعد من رفتم زندان و دیه هم ۱۱ میلیون شد که با هزار بدبختی ۷ میلیون آن را دادم و بقیه اش را هم زندانی کشیدم.

۸ماه زندانی، جریمه این کارم شد. زندگی من از این لحظه جوری شد که پایم به زندان باز شد. یواش یواش حس فرار به ذهنم رسید و دو ماه بعد از زندان، زمانی که مرخصی رفتم، دیگر برنگشتم. جوری شد که نه جایی در خدمت داشتم و نه در خانه.» او ولی درنهایت به پادگان برمی گردد تا ماه های باقی مانده را به آخر برساند: «تا موقعی که پادگان خوب است همه چیز قابل تحمل است ولی زمانی که فشارها زیاد می شود دیگر همه چی سیاه می شود. خیلی ها قصد جدی خودکشی ندارند و می خواهند یک ترسی ایجاد کنند، ولی من نه. شرایطی که درخدمت داشتم فضای خودکشی را ایجاد می کرد تا این که آن روز جمعه رسید؛ زمانی بود که خانواده و پادگان از من زده شده است بودند.

قصه سرباز‌های ناکام

لحظه ای که تصمیم را می گیری حس خاصی دارد و من حس سرباربودن داشتم؛ احساس می کردم تنها اتفاقی که باعث می شود همچنان چرخ دنیا بچرخد فوت من هست. طناب را از قبل آماده داشتم و رفتم سمت چهارپایه بزرگ کنار انبار و واقعا مصمم بودم. لحظات آخر هیچ فکری راجع به خودم نداشتم و فقط به پدر و مادرم فکر می کردم. فقط می خواستم یک جوری سریع قضیه را تمام کنم.

سرظهر، روزجمعه، هیچ کس پادگان نبود و نمی دانم از کجا مصطفی (دوست صمیمي و هم شهری ام) رسید، اگر خواست خدا بود آیا هنوز این حس من را رها نمی کند؟» داستان روزهای گذشته بر رحمت مفصل هست، روزهایی که هیچ کدام مشابه هم نبودند ولی همه زندگی او را دشوارتر می کردند. او حالا منتظر یک امضا است تا دوران پر سختى ها و آسانى ها خدمتش را آخر دهد: «همه اینها به علت یک نامه و دعوا بودکه من مقصر نبودم و همچنان ضربه اش را می خورم تا لحظه ای که تمام کنم این زندگی را، کاری که بالاخره یک روز می کنم.

رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس در گفت وگو با «شهروند»: همه کشورها یک آموزش اولیه دارند که از دو ماه شروع می شود ولی در کمتر کشوری مدت سربازی دو سال است مدیر اداره سر

زندان رفتم و سابقه دار شدم، هیچ اعتباری نه پیش خودم و نه خانواده و فامیل ندارم. هیچ راهی جهت ادامه زندگی من نیست. اگر این سال ها اسلحه دست من بود خیلی پیش مرده بودم. خدمت من را دوایی کرد و خانواده ام را هم ازم گرفت. دیگری چیزی جهت من نمانده هست. از همه بدتر این که دیگر وجود و اعتباری جهت من نمانده است و احساس اضافه بودن دارم. می گویند یک ماه درست خدمت کن ولی دیگر از حوصله من خارج هست، مخ ام نمی کشد. بالاتر از سیاهی که دیگر رنگی نیست. یک روزی از جهنم رها می شوم. کسی مثل من الان چهارسال است که دارد دست و پا می زند، جواب این بی اعتقادی را چه کسی می دهد؟»

مواد متحرک شده است ام

قصه سرباز‌های ناکام

مصطفی هم در روزهایی تاریک، منزل را به مقصد پادگانی در حمیدیه خوزستان ترک کرد، روزهایی که برادرش در انتظار حکم اعدام بود و خواستگاری او از دخترعمویش به دربسته خورده بود. در پادگان ولی کسی از آینده او خبر نداشت یا علاقه ای به دانستن گذشته او نداشتند. چهارماه او بدون مرخصی و به امید بخشش برادرش تحمل کرد، گاهی تماسی از پادگان با خانواده و شرایطی که جهت او عادی توصیف می شد: «روزی که خواستگاری رفتم نخستین حرفی که دخترعمو به من زد این بود که تو یک آدم ول و معتادی و خدمت هم نرفتی، با چه رویی آمدی خواستگاری؟» او بعد از چهارماه به مرخصی آمد ولی روزهای پرخبری انتظار او را می کشیدند: «فکر من جای دیگر بود. بعد از ۴ماه نخستین مرخصی را که آمدم دیدم واکنش‌ها دخترعمو عوض کردن کرده و رابطه خوبی با من دارد. فهمیدم که حکم اعدام برادرم آمده است.

برایش مقداری پول ریختیم که همه اش را تنقلات گرفت و بین هم بندی هایش تقسیم کرد. شب آخر تا صبح نخوابیدم و ساعت ۵ رفتیم پشت در زندان. طرف شاکی هم وارد شد و هر چقدر التماس کردیم و قرآن جلویش گرفتیم فایده نداشت. برادرم هر لحظه تلفنی به من می گفت که یک وقت در خدمت فکر بدی به سرت نزند.

بعدش دیگر امیدی به زندگی نداشتم.» زمانی که مصطفی به پادگان برگشت دیگر آن آدم روزهای قبل نبود، کسی نبود که با امیدی به آینده خانواده، هر مشکل و واکنش‌ها بدی را تحمل کند. آن طور که خودش می گوید خشاب خشاب، قرص ترامادول می گرفت تا روزهایش به شب برسند ولی خیلی سریع خبر به مسئولان پادگان می رسد: «بعد از این من در خدمت تبدیل به یک مرده متحرک شدم؛ هر روز قرص و مواد و… تا این که دیدم دیگر هیچ چیزی برایم ارزش ندارد. از مرخصی محروم ام کرده بودند. اسلحه به من نمی دادند چون دو سه بار تلاش کردم با نمایش خودکشی فضا را جهت خودم بهتر کنم ولی بار آخر کار از نمایش گذشته بود. هرچه قرص داشتم، خوردم و دراز کشیدم.

یک نامه هم توی کمد م گذاشتم که از یک مرده متحرک انتظار زندگی نداشته باشید، برایم سیاه نپوشید و به مادرم بگویید که تا آخرین لحظه به یادش بودم، بگویید غم من را نخورد.» زندگی ولی این بار هم جهت مصطفی تمام نمی شود و بعد از چندساعت و زمانی که نوبت به نظافت او رسید، روی تخت اش پیدا شد، معده اش را شست و شو دادند و آن طور که خودش می گوید بازگشتی دوباره به زندگی. داستانی که مصطفی از روزهای خدمت اش تعریف می کند مفصل تر است ولی به طور خلاصه، او در این سال ها تبدیل به آدم دیگری شده است که فقط با مواد روزهایش را می گذراند؛ هرچند که مقصر تمام این مصایب را پادگان نمی داند: «زندگی ما این طور بود دیگر، اگر برادرم اعدام نمی شد من هم مثل همه این سربازها به شکلی خدمت را تمام می کردم ولی نشد…»

سَرهای شکوفه زده

«برجک نگهبانی یک ام پی تری پلیر معروف با آرشیوی از موزیک ها داشت، خودمان خریده بودیم و سلیقه ها تقریبا مشابه بود. محسن اسلحه و پلیر را گرفت و من روانه آسایشگاه شدم، حالش عادی بود، مثل همشه ناخوش. تا پوتین هایم را درآوردم و روی تخت دراز کشیدم صدای شلیک را شنیدم؛ صدای ژ۳ از فاصله خیلی نزدیک. همه بیدار شدند و من خیلی سریع خودم را بیرون رساندم. سه تیر اول خشاب، گازی یا مشقی بودند و ۱۷ تیر بعدی جنگی. محسن اسلحه را مسلح و روی حالت تک تیر زیرگردن خودش می گذارد. صحنه ای که من دیدم سری بود که مثل یک گل شکوفه زده بود و وز وز هدفون هم هنوز درمی آمد.»

امین که این جملات را می گوید دوران آموزشی اش را در پادگان خاش و دوره کد را در شمال گذراند و حالا سربازی با ۱۴ماه خدمت در زاهدان هست. او می گوید هم خدمتی اش در آن روز درخواست مرخصی داده بود که با آن موافقت نشد هرچند علت مهم خودکشی را این مسأله نمی داند: «محسن پرسشها زیادی داشت و همان روز هم، مرخصی می خواست که با آن موافقت نشد. اکثر سربازهایی که این فاز را دارند وضع مالی و شرایط خانوادگی درستی ندارند، در پادگان سیگار می کشند و مواد مصرف می کنند، هنگامی که هم کسی آنها را ببیند و اطلاع دهد مرخصی آن فرد لغو می شود یا وقت نگهبانی آنها را زیاد می کنند که اکثر اقدام به خودکشی ها هم در همین وقت نگهبانی اتفاق می افتد.»

تصاویر پاک نشدنی سربازان از نفس افتاده

روایت سربازان از فوت خودخواسته هم خدمتی های خود، یک تصویر یکسان دارد و آن پاک نشدن صحنه از ذهن، حتی بعد از گذشتن سال هاست. بعد از هر اتفاق منجر به فوت در فضای نظامی پادگان ها، چیزی کم می شود و سربازی جهت هر لحظه از بین می رود که صحنه بعد از مرگش به آسانی از ذهن دوستان نزدیکش پاک نمی شود.

روز بعد از رفتن هم خدمتی ها، مانند دیگر روزهای پادگان است با این تفاوت که تصویری جلوی چشم سربازان در تمام پادگان دیده می شود. «سال ۹۳ در پادگان ….. من قسمت بهداری بودم ولی دو ماه اول هر دو توپخانه بودیم. کامل می شناختمش، روزهای اول هم یک بار هم دعوا کردیم. زیردیپلم بود. آدم بدبختی بود در روستای خیرآباد زندگی می کرد. آن دو ماه مدام یک جمله را تکرار می کرد که هنوز هم صدای خودش توی گوش من هست؛ اسب نفس بریده را طاقت تازیانه نیست. دو ماه بعد، من قسمت بهداری بودم و صدای تیر آمد که عادی بود. یک مرتبه سروصدا اوج گرفت و گفتند آمبولانس بیاید؛ توپخانه به بهداری نزدیک بود.

من همان شب شیفت بودم. با یک بهیار رفتیم ولی امرلله مرده بود، ما سوارش کردیم و رفتیم بیمارستان. یک درصد هم فکر نمی کردم که این آدم خودکشی کند؛ عادی بود نه خیلی خوش بود و نه این که توی خودش باشد.» مهدی بعد از گذشت سه سال از آن حادثه، خاطره آن شب را با جزییات تعریف می کند و می گوید که هنوز تصویر امرالله درخون درازکشیده را فراموش نکرده است: «آن شب تا صبح خوابم نبرد و جهت مراسم تشییع هم رفتیم. می گفتن مسئله خانوادگی داشت. حدود ۲۰ سال داشت و خیلی هم سیگار می کشید. تا آخر خدمت هروقت از کنار توپخانه رد می شدم، رد خون امرلله را می دیدم و بعد از خدمت هم گاهی تصویرش جلوی چشمانم می آمد. ای کاش هم را نمی شناختیم.»

شرایطی که «اصلا دلواپس کننده نیست»

آمار دقیقی از اقدام به خودکشی سربازان ایرانی وجود ندارد ولی اخبار و حوادث یک سال گذشته، زیاد کردن این عنوان را نشان می دهد هرچند که بیشتر، حوادثی رسانه ای می شوند که سرباز نه تنها به زندگی خود بلکه به زندگی افراد دیگری هم در پادگان آخر می دهد. با این همه مدیر اداره سرمایه انسانی سرباز ستاد کل نیروهای مسلح، اعتقاد است که این وضع «اصلا دلواپس کننده نیست.» «موسی کمالی» در پاسخ به پرسش «شهروند» راجع به راهکارهای پیش رو جهت مقابله با وضع پادگان ها می گوید: «این وضع اصلا دلواپس کننده نیست. من نمی توانم بگویم چه کسانی این حوادث را به وجود آوردند. شما بیایید زندان تا من علت و اعتراف این سربازها را به شما نشان بدهم.»

رئیس کمیسیون اجتماعی: هیچ طرح و لایحه ای راجع به سربازی در مجلس وجود ندارد

مجلس شورای اسلامی پیش از این و در سال های گذشته بحث عوض کردن خدمت وظیفه عمومی را پیگیری کرده ولی تمام بررسی ها به چند گزارش مرکز پژوهش ها یا نطق و تذکرها خلاصه شده است هست. مدیر کنونی کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی که پیش از این دو در دوره های پنجم، ششم، هفتم و هشتم نماینده مردم در پارلمان بوده، در گفت و گو با «شهروند» از لزوم عوض کردن شرایط کنونی سربازی و همچنین نبود اهتمامی جهت توجه به این معضل سخن می گوید. «سلمان خدادادی» در این باره توضیح می دهد: «خدمت سربازی در همه دنیا در یک نقطه یکسان است و در کل دنیا هیچ کشوری پیدا نمی شود که جمعیت جوان آن جهت دوران مشمولیت آموزش نبیند؛ یعنی این عنوان در همه دنیا مطرح است ولی نوع خدمت متفاوت است.

ما در مجلس هفتم یک کاری در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی انجام دادیم. آن جا بررسی کردیم که در بقیه دنیا خدمت سربازی به چه شکل هست. همه کشورها یک آموزش اولیه دارند که از دو ماه شروع می شود ولی در کمتر کشوری مدت سربازی دو سال است و تعداد این کشورها بسیار محدود هست؛ کمتر از ۱۲کشور.» مدیر کمیسیون اجتماعی مجلس دهم ادامه می دهد: «در همه دنیا آموزش اولیه صورت می گیرد و جوانان آموزش می بینند که اگر حالت فوق العاده ای رخ دهد از کشور خود دفاع کنند ولی در این کشورها نبود کارت آخر خدمت مانع از ارایه هیچ خدمات رفاهی و اجتماعی نمی شود.»

او با انتقاد از روند کنونی خدمت وظیفه عمومی در کشور عزیزمان ایران می گوید: «کشور ما جزو معدود کشورهایی است که از یک سن مشخص جوانان باید سمت خدمت بروند و اگر نروند به طور کامل از خدمات اجتماعی محروم می شوند. مجلس دو سال پیش قانونی تصویب کرد که افراد مشمول، از خدمات اجتماعی و شهروندی محروم نشوند ولی اجرا نمی شود؛ خدماتی مثل این که گواهینامه بدون آخر خدمت قابل دریافت باشد. الان این جوانان در پادگان احساس تلف کردن عمر خود را می کنند.

مشکلات رفاهی پادگان ها هم که بسیار زیاد است از غذا تا لباس و .. آن هم در عالی ترین سن جوانان.» با چنین شرایطی، آیا مجلس گامی جهت اصلاح این وضع انجام نمی دهد؟ خدادادی در پاسخ به این پرسش می گوید: «از دوره هفتم مجلس این بحث مطرح است که ما می گوییم کاری جهت این جوانان متعهد داشته باشیم. کشورهایی که ارتش نیرومند دارند نیروهای کادر نیرومند دارند از مشمول به این شکل استفاده نمی شود. نیروهای کادر نیروهای نظامی به حساب می آیند نه سربازانی که نهایتا دو سال در پادگان خواهند بود.

خودکشی ها و حوادث تلخ این سال ها هم از همین شرایط بد خدمت نشات می گیرد باید به سمت کادرسازی برویم و فردی را استخدام کنیم که ۳۰ سال آموزش ببیند و خدمت کند. اگر این اتفاق نیفتد شاهد این موارد خواهیم بود.» مدیر کمیسیون اجتماعی اعتقاد است که تعداد زیادی از نمایندگان، نظری مشابه او دارند و در بررسی اعطای گواهینامه بدون کارت آخر خدمت این مسأله را نشان دادند ولی عزم جدی در خارج از مجلس دیده نمی شود: «تا جایی که من اطلاع دارم هیچ طرح، لایحه یا برنامه خاصی جهت سامان دادن به وضع کنونی سربازی در مجلس دهم وجود ندارد. نگرانی دربین نمایندگان وجود دارد ولی روحیه اجرایی در کشور دیده نمی شود.»

در هیچ کشور توسعه یافته ای جوانان این چنین به حال خود رها نمی شوند

آنطور که پیش از این علیرضا عبدالله زاده، مشاور معاون رفاه اجتماعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی گفته، در سال های گذشته تحقیقاتی انجام شده است که نشان می دهد دست کم ۵۰ درصد دانشجویان تحصیلات تکمیلی در ایران، جهت فرار از خدمت روی به ادامه تحصیل آورده اند.

فارغ از این تحقیقات، به نظر می آید دغدغه ای به نام سربازی از ۱۷ و ۱۸سالگی ذهن بسیاری از جوانان ایرانی و خانواده هایشان را درگیر می کند و هر کسی تلاش می کند به شیوه ای این عنوان را جهت خود سامان دهد. راجع به تلاش ها و رفتارهای عجیب جهت دریافت معافیت پزشکی در سال های گذشته، گزارش های زیادی نوشته شده است ولی همچنان نزدیک به ۲میلیون مشمول در شرایط «فرار از خدمت» به سر می برند؛ جوانانی که درصد بالایی از آنها، به گفته مشاور معاون رفاه اجتماعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی از دهک های پایین جامعه هستند. چگونه می شود روند کنونی را به لحاظ روانی اصلاح بخشید.

«ناصر قاسم زاده»، روانشناس و مدرس دانشگاه دراین باره به «شهروند» می گوید: «دو توصیه وجود دارد یکی این که الان سبک تربیتی فرزندان ما؛ چه در کلان شهرها و چه در روستاها عوض کردن کرده هست. شرایط رشد و زندگی پیش از این به سمتی بود که افراد می توانستند به استقلال برسند و وابستگی به این شیوه وجود نداشت. دربین افرادی که الان وارد دانشگاه ها یا پادگان ها و پانسیون ها می شوند همین معضل قابل مشاهده هست. خیلی از این افراد در همان ماه های اول با فشار ناشی از تنهایی روبه رو می شوند حالا با این شرایط، وضع سخت پادگان با شرایط خاص خود را اضافه کنید. این جهت افرادی که سبک زندگی وابسته گونه داشته اند یک تنش ایجاد می کند و این مخصوص یک طبقه خاص نیست و در همه خانواده ها الان تا اندازه ای وجود دارد.»

این روانشناس ادامه می دهد: «با لحاظ کردن این موارد، به نظر می آید با توجه به نبود آمادگی جهت تحمل این شرایط، باید روند تربیتی عوض کردن یابد و اصلاح شود. دوم این که در همین محیط های آموزشی روانشناسانی وجود داشته باشند که مشاوره های فردی و گروهی موثر داشته باشند. در کشور ما متاسفانه روانشناسی تبدیل به یک امر لوکس شده است است و جنبه بازدارندگی و خدمات پیشگیرانه جهت بسیاری از مردم اتفاق نمی افتد. امروزه در بسیاری از کشورهای دنیا، خدمات روانشناسی به مردم در وقت های متفاوت ارایه می شود. جهت سربازان باید یک جای تنفس گذاشته شود، یکی از اهداف سربازی پخته کردن افراد و آماده سازی آنها جهت ادامه زندگی است.»

قاسم زاده به آسیب های اجتماعی ناشی از دوران سربازی هم اشاره می کند: «در کشور ما هر لحظه یک آمار فرار از خدمت وجود دارد؛ کسانی که خدمت می روند و از آن جا فرار می کنند، در کنار آن بحث خودکشی وجود دارد و آمار نارضایتی از خدمت هم که بسیار اوج هست. تبعیض قائل شدن بین سربازان هم در قوانین متفاوت وجود دارد. در مر حله اول باید افراد جهت ورود به خدمت آماده شوند و در مرحله دوم باید غربال گری صورت گیرد. جهت بسیاری از مشاغل حساس مثل خلبانی و… غربال گری و آزمون های سلامت روانی سخت گیرانه صورت می گیرد آیا راجع به سربازها که باید اسلحه دست بگیرند چنین کاری صورت نگیرد. در هیچ کشور پیشرویی نمی بینیم که جوانان در چنین شرایط مشکل به خود رها شوند.» این روانشناس اعتقاد است که در کنار اصلاح روند کنونی، باید خدمات روانشناختی وارد پادگان ها شود: «در طول دوره آموزشی حتما باید خدمات روانشناختی وجود داشته باشد.

ما یک جامعه چند ده هزارنفری روانشناس بدون کار داریم که می شود از این افراد جهت ارایه مشاوره در مقاطع متفاوت و بخش های متفاوت جامعه استفاده کرد. یکی از اهداف دولت باید زیاد کردن سطح رفاه روانی جامعه باشد و نگاه غلط کنونی اصلاح شود. جهت همه افراد باید یک غربال گری صورت بگیرد و هنگامی که غربال گری صورت گیرد آن جا باید سطح بندی شود. درست نیست که دست همه اسلحهداده شود، دلیلی ندارد سربازان این همه از شهر محل زندگی خود فاصله داشته باشند. در تمام این مدت هم باید آموزش و مشاوره به همه سربازان صورت بگیرد.»

واژه های کلیدی: زندگی | خودکشی | سربازی | خانواده | سربازان | خانواده | آسیب های اجتماعی | اخبار اجتماعی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs